پژوهش حاضر با هدف بررسی ماهیت حقوقی و اثرات حقوقی-اقتصادی وجه التزام غیرمتعارف در حقوق ایران و نظام های تطبیقی انجام شد. این تحقیق، با استفاده از روش تحلیلی-حقوقی و تطبیقی، ضمن بررسی قوانین، نظریه ها، مقررات فقهی و رویه های قضایی کشور، چارچوبی علمی و عملیاتی برای تنظیم و کنترل وجه التزام غیرمتعارف ارائه کرد. مسائلی مانند عدم تناسب مبلغ وجه التزام با خسارت واقعی، فقدان معیارهای روشن برای تشخیص مشروعیت شرط، فشار اقتصادی یک طرفه و پیامدهای نقض توازن تعهدات مورد توجه قرار گرفت. نتایج نشان داد که هرچند مواد 232 و 233 قانون مدنی ایران امکان تعدیل وجه التزام غیرمتعارف را پیش بینی کرده اند، اما فقدان معیارهای دقیق منجر به تفسیرهای متفاوت و گاهی سلیقه ای در رویه قضایی شده که به نااطمینانی حقوقی و فشار نامتناسب به طرف ضعیف انجامیده است. وجه التزام غیرمتعارف به دلیل نبود تناسب کافی با تعهد اصلی، می تواند به ابزاری بازدارنده و فشارآور تبدیل شود که استقلال تصمیم گیری متعهد را محدود کرده و زمینه سوءاستفاده اقتصادی طرف غالب را فراهم آورد. برخلاف این وضعیت، نظام های حقوقی پیشرفته با وضع شاخص های روشن و اختیار قضایی برای تعدیل شروط نامتناسب، راهبردهایی موثر برای تضمین عدالت قراردادی اتخاذ کرده اند که الگوی مناسبی برای اصلاحات در ایران است.